X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
ساعت رولکس



پ نه پ 92
panapa




سر کلاس معارف بودیم

وسط امتحان کتاب باز کردم

بغلیم گفت تقلب می کنی؟

گفتم پ نــه پ  دارم درس می خونم
  


پ نه پ 92
panapa




رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم

یارو میپرسه نذریه؟

میگم پ ن پ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش



پ نه پ 92
panapa




رفتیم رستوران

گارسون : چیزی میل دارین

من : پَ نَ پَ اومدیم ببینیم اگه تو اشپزخونه چیزی کم دارین بریم بگیریم



پ نه پ 92
panapa




پسر خالم با فک و فامیل خودش و نامزدش رفته محضر !

حاجیه می گه سلامتی اومدین عقد کنید؟

اونم در اومده گفته پـَـــ نــه پـَـــ اومدم نن جونمو برای شما صیغه کنم ، اینارم آوردم شاهد !



پ نه پ 92
panapa




با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش

دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم



پ نه پ 92
panapa




میخواستم بخوابم به برادرم گفتم لامپو خاموش کن

گفت نورش اذیت می کنه؟

گفتم : پــَ … گفت: جرات داری بگو؟

گفت : پتو می کشم سرم خوب

گفت آفرین بلاخره آدم شدی

گفتم پـَـــ نــه پـَـــ فکر کردی تا ابد الاغ می مونم



پ نه پ 92
panapa




نصف صورتم ورم کرده رفتم دکتر، دکتره می گه آبسه کرده؟

میگم پ نــه پ باده اون ور صورتم خوابیده!!!



پ نه پ 92
panapa




تو یه ساختمون نیمه کاره با کلاه ایمنی وایسادم

کارگره میگه مهندس کلاه گذاشتی آجر تو سرت نخوره؟

گفتم پ نــه پ میخوام آقای ایمنی بیاد با هم کلیپ انیمیشن بازی کنیم



پ نه پ 92
panapa




رفته بودم خونه عمم وقتی برگشتم

مامانم گفت : اِ اومدی؟

من : پَ نَ پَ هنوز خونه عمم یه نیم ساعت دیگه میام



پ نه پ 92
panapa




عاقد : آیا بنده وکیلم ؟

پَـــ نه پَـــــ متهمی !

الان پاتو از عروسی بذاری بیرون ، یگان ویژه میریزه خلع سلاحت میکنه‬ !



پ نه پ 92
panapa




بابا میگه بیا این پریز برقُ درست کن

رفتم درست کنم میگه : کنتور برقُ بزنم؟

پَـــ نه پَــــ اول با زبون خوش بگو منُ نگیره اگه گوش نکرد بزنش‬



پ نه پ 92
panapa




رفتیم مدرسه واسه گرفتن کارنامه

مدیر : اومدی کارنامه بگیری؟

پَ نَ پَ اومدم حال شما رو بپرسم



پ نه پ 92
panapa




رفتم آسایشگاه ، برای دیدن سالمندان !

مسئولش میپرسه : اومدی عیادت ؟

پـَـــ نه پـَــــ اومدم دوتا از این پیرمردا رو ببرم بزرگشون کنم



پ نه پ 92
panapa




دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره

بابام میگه: چته زبونت بند اومده ؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده!!!



پ نه پ 92
panapa




تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه

یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ من می‌خوام ببلعم !



پ نه پ 92
panapa





کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش

داداشم میگه کمرت درد می کنه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.



پ نه پ 92
panapa




رفتم باغ وحش از نگهبانه میپرسم : ببخشید آقا ،قفس شیرا کجاست ؟

میگه بازدید کننده ای ؟

پـــَ نه پــَــ از اقوامشون هستم ! اینورا کار داشتم گفتم یه سری بهشون بزنم



پ نه پ 92
panapa
نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد